کمربند ساده چین خورده فارس یکی از فعالترین پهنههای لرزهزمینساختی ایران است که در آن برهمکنش گسلهای فعال، ساختارهای نمکی و میدان تنش همگرا، نقش مهمی در کنترل الگوی لرزهخیزی ایفا میکند. هدف این پژوهش بررسی ارتباط میان پیچیدگی ساختاری، توزیع فضایی زمینلرزهها و رژیم تنش در بخشی از زاگرس جنوبی با تأکید بر نقش گسلهای اصلی و گنبد نمکی جاشک است. برای این منظور، دادههای لرزهای تاریخی و دستگاهی، اطلاعات سازوکارهای کانونی، نقشههای زمینشناسی و شبکه گسلها و شکستگیهای برداشتشده از نقشههای زمینشناسی و ساختاری ۱:۱۰۰،۰۰۰ مورد استفاده قرار گرفت. بهمنظور تحلیل الگوهای فضایی و ساختاری، از روشهای تحلیل فرکتالی، برآورد چگالی کرنل (KDE)، آنالیز Fry و وارونگی تنش بهره گرفته شد. نتایج تحلیل فرکتالی نشان داد که بیشترین مقادیر پیچیدگی ساختاری و تمرکز لرزهای در زیرپهنههای 7، 11، 14 و 15 قرار دارد که در مجاورت گسل پیشانی کوهستان، گسل برازجان و گنبد نمکی جاشک واقع شدهاند. نقشههای KDE نیز همپوشانی بالای میان تراکم شکستگیها و خوشههای لرزهای را تأیید کردند. نتایج آنالیز Fry وجود روند غالب شمالغربی–جنوبشرقی را در توزیع رومرکزها نشان داد که با روند عمومی ساختارهای زاگرس سازگار است، هرچند در نزدیکی گنبد نمکی جاشک انحرافات موضعی مشاهده شد. وارونگی تنش نیز رژیم غالب فشاری–راندگیی با راستای تنش بیشینه افقیN41°E±12.1=Sh-max را آشکار ساخت. بر اساس نتایج این پژوهش، لرزهخیزی منطقه حاصل برهمکنش میدان تنش همگرای زاگرس، تمرکز تنش در امتداد گسلهای اصلی و ناهمگنی رئولوژیکی ناشی از گنبد نمکی جاشک است. همپوشانی نواحی دارای بعد فرکتالی بالا با خوشههای لرزهای نشان میدهد که پیچیدگی ساختاری میتواند به عنوان یکی از عوامل کنترل تمرکز رخدادهای لرزهای در زاگرس جنوبی مطرح باشد.